جهت جستجو در مطالب وب سایت انجمن ام اس ایران ؛ کلمه کلیدی مورد نظر را در بخش زیر وارد کرده و کلید Enter را بر روی صفحه کلید بفشارید .

 

صفحه اصلي
مطالب علمی
خبر خوانها
جستجوی پیشرفته
سوالات متداول
لیست کلی
ام اس در دنیا
اقدامات انجام شده
گردهمايي ها و سمينارها
اشتراک نسخه چاپی پیام ام اس
کمک و راهنمایی
پیوندها
اخبار جديد
سایرین
مدیریت
شرکت امیدآنلاین
فدراسیون جهانی ام اس


Advertisement

  صفحه اصلي arrow لیست کلی arrow ام اس چیست؟ arrow مبتلایان به ام اس
دارو انجمن ام اس ايران به صورت غير رسمي از سال ۱۳۷۷ به همت عده اي از افراد خير ، خانواده هاي بيماران و پزشكان علاقمند ، شكل گرفته و از اواخر سال ۱۳۷۸ به طور رسمي به عنوان تنها نهاد غير دولتي و غير انتفاعي در جمهوري اسلامي ايران با شماره ۱۱۸۲۶ ثبت و فعاليت مي كند.
ارسال یادداشت (0 یادداشت)

مبتلایان به ام اس چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
۰۵ فروردين ۱۳۸۶
فهرست صفحات
مبتلایان به ام اس
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6
صفخه 7
صفخه 8
صفخه 9
صفخه 10
صفخه 11
صفخه 12
صفخه 13
صفخه 14
صفخه 15
صفخه 16
صفخه 17
صفخه 18
صفخه 19
صفخه 20
صفخه 21
صفخه 22
صفخه 23
صفخه 24
صفخه 25
صفخه 26
صفخه 27
صفخه 28
صفخه 29
صفخه 30
صفخه 31
صفخه 32
صفخه 33
صفخه 34
صفخه 35
صفخه 36
صفخه 37
صفخه 38
صفخه 39
صفخه 40
صفخه 41
صفخه 42
صفخه 43
صفخه 44
صفخه 45
صفخه 46
صفخه 47
صفخه 48
صفخه 49
صفخه 50
صفخه 51
صفخه 52
صفخه 53
صفخه 54
صفخه 55
صفخه 56
صفخه 57
صفخه 58
صفخه 59
صفخه 60
صفخه 61
صفخه 62
صفخه 63
صفخه 64
صفخه 65
صفخه 66
صفخه 67
صفخه 68
صفخه 69
صفخه 70
صفخه 71
یادداشت ها

نویسنده کاج(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۲۸
صبح همگی بخیر ،همیشه اوقاتتون صبحی باشه،پرنشاط برای شروع یه روز کاری جدید 
الان که دارم براتون مینویسم صبح زود و هوا تاریک،نمازم رو خوندم برا همتون دعا کردم و گفتم عرض ادبی بکنم حضور دوستان(گرچه یه بار تا آخر این مطلب رو نوشتم،ولی دست من یا دست...به یک کلید خورد،همه چی پاک شد واز نو شروع کردم) 
دیروز، کاداروم بود ومن گفتم زودتر برم باشگاه،که برسم ،هر چند یکی از دوستان گفته بود که چهارشنبه نروم،ولی گفتم میخوام از باشگاه یه هدیه برات بیارم و تقدیم وجود  
چون عسلت بکنم،تو باشگاه توی زدن وزنه ها مثل ،هارتل پشت بازو ،جلو بازو،پشت ران ، جلو ران،بارفیکس،شنا،طناب زدن ،دو درجا،همش به یاد شما بویژه بچه های ورزش دوست بودم،مثلا توی وزنه که باید از هر یک ست 12 تا میزدم،میشمردم 1، سارا،3 ، مریم، 5 ،فرشته ،7،سیما،9شهرزاد،11،سلمان ،و بعد بقیه دوستان یعنی بجای عدد های زوج اسم بچه ها رو میبردم( الان یه بلبل داره توی حیاط داره چهچه می زنه) توی زدن طناب خندم گرفت،یادم از ام اس، این حریف فرصت طلب اومد ،یادم اومد این حریف از کوچکترین فرصتها برا عصبی کردن من استفاده میکرد تا بتونه گلوبولهای سفید خون منو گول بزنه و اونا رو بجون بدنم بندازه تا غلاف میلین عصب منو از بین ببره و به ریش من بخنده (اونموقع منت ریش داشتم)،یادم یه بار بدنم پر برق بود،یعنی برق 5 ولت عادی بدنم شده بود 220 ولت حتا میشد باهاش تلویزیون رو روشن کرد! بعضی وقتا دوستان که با من دست میدادن،اونا رو برق میگرفت!ولی چیزی نمیگفتن!لابد میگفتن اشتباه شده و به روی خودشون نمی اوردن.یه شب خواستم برم بیرون از اطاق ،ازخواب پاشدم و دستم رو گرفتم به دیوار که نیوفتم،پوشش دیوار گچ بود،با خوردن دست من به دیوار ،شب سفید شد گفتم شاید رعد و برق!دیدم نه !خودم با لمس دیوار اطاق رو روشن کرده بودم. 
در حال زدن طناب یادم از فرصت طلبی های این آتیش پاره می اومد،که یه مدت میلنگیدم،یه مدت فکم برا صحبت کردن همراهیم نمیکرد و........... 
خلاصه حالا نوبت من!از این حریف شکایت کردم ،وحکم جلب قضاییش تو جیبم، هر جا اونو پیدا کردم بوسیله نزدیکترین کلانتری ،اونو بازداشت میکنم ،تا زمان بررسی شکایت من از اون توی دادگاه برسه، آیا شما به عنوان شاهد به نفع من شهادت میدین؟

نویسنده فرشته(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۲
سلااااااااام. به به ،به قول كاج عزيز عجب هواييه! بهتراز اين نميشه. كاج عزيز ممنون از اينكه همه جا به فكر دوستاتون هستين:) من اراده و قلم شما رو عميقا"( فكر كنم حدود ٨٠٠٠٠ فوت) تحسين ميكنم. راستي ميشه لطف كنين و به جاي عدد 20 منو بشمرين؟!  
سلام به مهمونهاي نازنين مينا جان و آقاحميد، ميناي عزيزم من حدود 16ماه ميشه كه ام اس دارم. تاري ديد داشتم. كورتون زدم و بعد بلافاصله شروع كردم به تزريق دارو. 1 ماه بعد تاري ديدم برطرف شد. الان هم فعاليتهامو دارم و مشكلي ندارم. شما هم اصلا" ناراحت نباش . تاما رو داري غم نداري:) 
فقط روحيه خودت رو حفظ كن و سعي كن ار موقعيتهاي استرس زا دوري كني تا وقتيكه بهتر بشي. بعد مطمئن باش ميتوني حتي بهتر از قبل فعاليت داشته باشي.  
آقا حميد به شما هم خوش آمد عرض ميكنم حالا اينجا دوتا حميد داريم. اميدوارم با هم قاطي نشين؛-) 
تا بعد... 

نویسنده سارا(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۹
سلام ممنون ار اینکه جوابمو دادین 
بله من تازه اومدم اگه میشه بگید کدوم اتاق برای چت کردن با شما دوستای خوبه؟ 

نویسنده مهمان مینا(مهمان در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۳
سلام به همگی 
ممنون از دوستان خوبم(کاج مریم سارا سلمان و فرشته عزیز) 
خیلی خیلی لطف کردین که توی یادداشتهاتون ازم یاد کردین یا جوابمو دادین. 
راستش اطرافیانم خیلی سعی می کنن دلداریم بدن و شرایط خوبی برام مهیا کنن ولی موقعی که ادم بیماره اونم یه چیزی مثل ام اس که تا کسی خودش مبتلا نباشه نمیتونه دقیقاشرایط طرف مقابلو درک کنه وجود شما وجمع صمیمی وگرمتون برای من در حد یک معجزه ارزشمنده. 
درضمن با خوندن یادداشتهاتون فهمیدم که همگی فعالین وروحیه بالایی دارین  
میشه به من بگین چقدر طول کشید تا با بیماری کنار اومدین وچطور تااین حد روحیتونو بالا بردین.آخه دکترم بهم گفته باید خیلی شاد باشم ولی هروقت بهش فکر میکنم به خودم میگم مگه میشه با اینهمه پلاک توی سرم شاد باشم راستش باورم نمیشه بشه با این بیماری حتی زندگی کرد چه برسه به اینکه بشه نسبتا خوب وبدون ناتوانی خاصی زندگی کرد .  
در ضمن من یکروز درمیان بتا فرون تزریق میکنم چیزی که در مورد کورتون و دو بینیم نوشته بودم در حین مصرف بتا فرون بود. 
 

نویسنده sarasweet501(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۸
سلام به همگي. كاج عزيز منم مثل فرشته عزيزم ازت ممنونم كه همه جا به يادما هستي. 
ميناي عزيزم حق با توست منم وقتي براي اولين بار دكتر بهم گفت كه ام اس دارم واقعا شوكه شدم اصلا باورم نمي شد وقتي فكر مي كردم كه چند تاپلاك توي سرم دارم تازه يه پلاك گنده هم توي نخاعم دارم مي خواستم ازغصه دق كنم ولي عزيزم بعد ازيه مدت ديدم اين بيماري زيادم ترسناك نيست مي شه باهاش كنار اومد مي شه از پا انداختش مي شه ازرو بردش . 
چرا فكر مي كني نمي شه با اين بيماري زندگي كرد عزيزم تو بايد به اين فكر كني كه اين خواست خدا بود درسته ما بيماريم اما چيزي از بقيه كم نداريم سعي كن زياد به بيماريت فكر نكني مي دونم سخته ولي اگه خودت بخواي مي شه همون طوري كه ماها خواستيم وشد . مينا جون تو اينجا يه عالمه دوست داري كه همه مثل خودتن پس ديگه غصه نخور و شاد باش.  
راستي منم پارسال با اينكه آوونكس مي زدم اما يه طرف صورتم بي حس شده بود به دكترم گفتم يه سري دارو داد خوب شد شما هم عزيزم اين موضوع رو به دكترت بگو. 
اميدوارم هميشه سالم وشاد باشي

نویسنده hamid640(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۴
سلام به همگی 
چه عجب که تو این سایت یکی هم اسم ما پیدا شد

نویسنده hamidxever در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۸
چرا پس هيچ كس جز هم اسمم ( اونم يه كوچولو ) منو تحويل نميگيره !! :(( 
حميد جان شما اسمت شبيه اسم منه . اسم من شبيه اسم تو نيست :))

نویسنده salman121(مهمان) در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۳
بازم سلام به همه.. امید که روزهاتون به خوشی بگذره و حالشا ببرین.. 
مینای عزیزم امیدوارم خوب باشی و اینا بگم رمز همه ما روحیه بالاست و هیچ وقت به عنوان مریضی بش فکر نکن به قول بچه ها دوستش باش تو باید اونا کنترل کنی نه اون.. 
اینجا دوستان هستن هر کمکی بتونیم میکنیم .. 
اول و آخر خودتی پس عقب نرو.. 
میگه نازنین زندگی شاید همین باشد.. 
دیگه باقیه دوستان امیدوارم خوب باشین خیلی مراقب خود باشین خنده بزنین که بر هر دردی دواست.. 
عزیزان فعلا خداحافظ...

نویسنده مهمان مینا(مهمان در تاریخ ۰۳/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۴
سارا و سلمان عزیز باز هم ممنون 
باوجود دوستانی به خوبی شما فکر می کنم بتونم خیلی زود روحیمو به دست بیارم البته همین الانم خیلی بهترم . 
امید وارم دفعه بعدی که یادداشت گذاشتم شادتر از قبلیها باشه. 

نویسنده کاج(مهمان) در تاریخ ۰۴/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۰
اول سلام به سیمرغ سایت به شمارگان 80000 بار ، و بعد به متنعمان از سایه وی. 
همونطور که میدونید من شدیدا درتعقیب جناب ام اس هستم،پس هر گونه شکایتی از ایشان دارید،مطرح کنید تادر پرونده وی ثبت شود، ضمنا"هر کس کوچکترین اطلاعی از محل اختفای نامبرده دارد مراتب را سریعا" در سایت درج کند ،تا نامبرده هر چه سریعتر به دست قانون سپرده شود.(جایزه هم داره) 
 
دوستان یک حوض یا استخر آب را تصور کنبد،که در ان چند مرغابی و قوی زیبا در حال زندگی یا عشقبازی هستن ،و تصور کنید که یک سنگ را از بالا در ان انداخته اید، 
نتیجه افتادن سنگ در اب چیست؟ 
آیا جز این است که با ایجاد امواجی در سطح اب ، ارامش اب به هم میخورد؟ و بیچاره اردک ها و قو ها چرتشون پاره میشه! و سر نخ صحبتهای عاشقانه شون رو از دست میدن!و برا مدتی نمیدونن کجا بودن! چی داشتن میگفتن! و اینکه چی شد که یهو اینطوری شد؟ 
ولی حلقه امواج ایجاد شده از نقطه صفر، کم کم پهن تر وپهن تر میشه،تا اینکه قدرت خودشون رو از دست میدن، ودوباره اب استخر به حالت اول بر میگرده،و دوباره قوها و مرغابی میگن کجا بودیم !ودوباره با هم شروع به رد وبدل کردن واژه های شیرین و دلچسب می کنن، و بکلی فراموش میکنن که اب استخر طوفانی شده بود. 
داستان پلاک های ام اس هم همین طور ، بلاخره بدلیلی که 100%عصبی است اونا ایجاد میشن،یه کم در ارامش عصبی فرد با ایجاد امواج ایجاد نا ارامی میکنن،بعد دایره های امواجش پهن و پهن تر میشن(که بعضی به اشتباه میگن پلاک بزرگ)تا اینکه بکلی از بین میرن ، و دوباره زندگی شیرین از نو و خریدن بستنی از نو. 
و وقتی فرد در این مواقع MRIمیگره دکتر هر چی میگرده هیچ پلاکی نمی بینه! و بیشترشون ناراحت میشن که یه مشتری پر و پا قری رو از دست میدن!



آخرین بروز رسانی ( ۱۳ آبان ۱۳۸۷ )

نظرسنجی
میزان رضایت شما از فعالیت های انجمن ام اس ایران چگونه است؟
  
محبوب ترین ها

© تمامی حقوق نرم افزاری این وب سایت در اختیار شرکت امیدآنلاین می باشد.