جهت جستجو در مطالب وب سایت انجمن ام اس ایران ؛ کلمه کلیدی مورد نظر را در بخش زیر وارد کرده و کلید Enter را بر روی صفحه کلید بفشارید .

 

صفحه اصلي
مطالب علمی
خبر خوانها
جستجوی پیشرفته
سوالات متداول
لیست کلی
ام اس در دنیا
اقدامات انجام شده
گردهمايي ها و سمينارها
اشتراک نسخه چاپی پیام ام اس
کمک و راهنمایی
پیوندها
اخبار جديد
سایرین
مدیریت
شرکت امیدآنلاین
فدراسیون جهانی ام اس


Advertisement

  صفحه اصلي arrow لیست کلی arrow ام اس چیست؟ arrow مبتلایان به ام اس
داروهمکاران ما در بخش مددکاری اجتماعی با رعايت ارزشهاي انساني و قبول منشور اخلاقي جهاني مددکاران و اصول اساسي آکادميک حرفه اي همچون اصل فرديت – اصل خودرهبري – درک موقعيت مددجو – اصل مشارکت مددجو در فعاليتها – اصل رازداري حرفه اي – اصل خودآگاهي مددکار و ساير موارد ، تلاش مي کنند تا در جهت پيشرفت و توسعه استعدادهاي نهفته مددجو ، براي مقابله با مشکلاتي که مددجو در محيط اجتماعي خويش با آن مواجه است ، همياري و همراهي نمايند.
ارسال یادداشت (1 یادداشت)

مبتلایان به ام اس چاپ ارسال به دوست
نویسنده Administrator   
۰۵ فروردين ۱۳۸۶
فهرست صفحات
مبتلایان به ام اس
صفخه 2
صفخه 3
صفخه 4
صفخه 5
صفخه 6
صفخه 7
صفخه 8
صفخه 9
صفخه 10
صفخه 11
صفخه 12
صفخه 13
صفخه 14
صفخه 15
صفخه 16
صفخه 17
صفخه 18
صفخه 19
صفخه 20
صفخه 21
صفخه 22
صفخه 23
صفخه 24
صفخه 25
صفخه 26
صفخه 27
صفخه 28
صفخه 29
صفخه 30
صفخه 31
صفخه 32
صفخه 33
صفخه 34
صفخه 35
صفخه 36
صفخه 37
صفخه 38
صفخه 39
صفخه 40
صفخه 41
صفخه 42
صفخه 43
صفخه 44
صفخه 45
صفخه 46
صفخه 47
صفخه 48
صفخه 49
صفخه 50
صفخه 51
صفخه 52
صفخه 53
صفخه 54
صفخه 55
صفخه 56
صفخه 57
صفخه 58
صفخه 59
صفخه 60
صفخه 61
صفخه 62
صفخه 63
صفخه 64
صفخه 65
صفخه 66
صفخه 67
صفخه 68
صفخه 69
صفخه 70
صفخه 71
یادداشت ها

نویسنده مریم(مهمان) در تاریخ ۰۸/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۴

نویسنده مریم(مهمان) در تاریخ ۰۸/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۸
سلام به همه دوستان . ای حمید آقای 2 تنبل . باشه نخواستم . خودم یه کاریش میکنم . با این عصبانیت بی حد و اندازه یه جوری کنار میام .  
>>>>>>>>>>>

نویسنده nono در تاریخ ۰۹/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۷
سلام 
بچه های خوبم 
امیدوارم سالم و شاد باشین 
عزیزای مهربان نظرتون چیه یه وبلاگ واسه خودمون درست کنیم 
اینجا خیلی داره صفحاتش زیاد میشه

نویسنده hamidxever در تاریخ ۰۹/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۱
سلام به همه دوستان گلم 
 
مريم خانوم رفتي بي زحمت به مام ياد بده :) 
 
منم با نظر nono موافقم 
خودمم يه چند روزي بود تو فكرش بودم 
اگه موافق باشين يه فروم تاسيس كنيم البته بايد اول رفيقمو ببينم كه ازش يه چيزايي بپرسم 
اين جوري مطالب بخش بندي ميشه و اگه عضو جديد بياد راحت تر اشنا ميشه 
پس منتظر نظراتتون هستم 
 
قراره چت كي شد ؟ 
همون پنج شنبه ساعت 6 ؟؟

نویسنده فرشته(مهمان) در تاریخ ۰۹/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۰۶
سلاااااااااام... همه خوبن؟ 
سلمان جان شما خوبي؟ من برام همون 2شنبه بهتر بود. آخر هفته رو نميتونم بيام:-( 
قابل توجه تمام دوستان بدقولي كه بيشتر از 24 ساعت اينجا ودوستانشون رو ترك ميكنن؛ لطفا" فبل از ورود به سايت جك هاتون رو آماده كنين:) 
نونو و حميد 2 عزيز با نظرتون در مورد وب موافقم :) يه وب با امكانات بيشتر و مطالب زيباتر. اينجا حداقل امكانات رو براي ارتباط اعضا باهم داره ، به عبارتي اصلا" نداره. ميتونيم جديدترين مطالب علمي رو هم توش جا بديم، مثل اينجا نباشه كه سال به سال به روز نميشه:-(

نویسنده سارا(مهمان) در تاریخ ۰۹/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۱
سلام به همه 
فرشته جونم منم موافقم اينجا فكر كنم قبل ازميلاد مسيح به روز شده  
دوستاي خوبم اميدوارم همه خوب باشين  

نویسنده hamidxever در تاریخ ۰۹/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۲
به به دوستان مارو باش 
بابا سالي يه بار لااقل بياين سر بزنين اينجا 
بچه ها من دارم تلاش خودمو ميكنم بتونم يه انجمن بسازم كه دستمون باز تر باشه 
اينجوري كه معلوم هست كسي جز خودمون نميتونه بهمون كمك كنه 
اونجوري به قول فرشته خانوم ميتونيم جديدترين اخبار و ... رو به هم اطلاع بديم و خيلي كاراي ديگه 
همين الان دارم شروع ميكنم اين جوري كه شنيدم خيلي كار داره تا ساخته شه و اشك ادم در مياد :))) 
تلاش خودمو ميكنم هر كس ديگه اي هم كه سر رشته داره با من در ارتباط باشه 
boy_xever 
خوش باشين

نویسنده کاج(مهمان) در تاریخ ۱۰/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۷
سلام به دوستان عزیز بویژه اونا که حساب حضور غیاب دوستا رو خوب دارن 
پیشکشی حضور شما 
 
سیمرغ 
 
سام نریمان دوست داشت پسری داشته باشه تا پیشه پهلوانی او و پاسداری از کهن  
مرز و بوم اونرو ادامه بده،گرچه موقعیت او کمتر از شاه هم نبود........... 
با این حال پس از مدتها خداوند به او پسری داد،گر چه ندیمان و کنیزان همسرش بدلیل 
رنگ و روی پسر جرات نمیکردند که خبر پسر دار شدن شاه رو به او بگن،بله این پسر کاکل زری ،تماما"سفید بود،رنگ پوست ،موی سر،ابروها ،مژه ها و همه وهمه وجودش سفید بود،اسمش رو گذاشته بودن زال ،اماسام چون شنیده بود که پسر دار شده خواست تا او را ببیند،و یکی از کنیزان دل به دریا زد و پسر را به پدرش سام نشان داد،سام که سالها منتظر چنین روزی بود با دیدن پسر رنگ از رخسارش پرید، و شکوه کنان گفت خدایا این بچه دیو چه بود که به من دادی،و از فرط تنفر دستور داد تا سربازانش بچه را در کوهستان دوری بنام قاف ببرند و همانجا رهایش کنند تا خوراک ددان و پرندگان شکاری شود.سربازان این کار را کردند و برگشتند. 
در این میان سیمرغ که برای یافتن غذا برای فرزندان آشیانه اش را ترک کرده و در حال پرواز در آسمان بود متوجه موجودی جنبنده بر روی زمین میشود . 
نقل است که سیمرغ برای غذای بچه هایش آنرا به لانه برد،هرچند نقل قول درستی نیست،چون دو جوجه گرسنه اش نه تنها زال را نخوردند بلکه چون عضو جدید خانواده 
به همراه مادرشان پرستار وی شدند. 
پس از مدتهای زیادی که زال بزرگ و تنومند شد،شبی سام در خواب میبیند که کسی به او میگوید برخیزد و بدنبال پسرش در کوه قاف رود،چون او زنده و تبدیل به جوانی رعنا شده،سام سراسیمه از خواب بیدار میشود وبا شرمساری از کرده خویش و امید بخشش از خدا با سربازانش راهی کوه قاف میشوند. 
پس از مدتی ایستادن و انتظار در دامنه کوه ناگهان سایه بزرگی انها را فرا میگیرد و سیمرغ با عظمت در ان نزدیکی جلوس میکند،پس از اظهار ندامت توسط سام از کرده خویش،سیمرغ زال را فرا میخواند و به سام تحویل میدهد،هرچند لحظه وداع با سیمرغ و فرزندانش برای زال خیلی جانکاه بود و حتا نمیخواست قبول کند، 
سیمرغ او را قانع کرد،و پری از پرهای خودش را به او داد و گفت هر زمان که به من نیاز داشتی مقداری از این پر را بسوزان و من در همان لحظه کنار تو خواهم بود،و زال عازم شهر شد.استقبال بی نظیری از پهلوان نو رسیده شد،و برگ زرین جدیدی بر تاریخ پهلوانی ایران اضافه شد. 
پس از ازدواج رویایی زال با رودابه دخت شاه کابل ،خداوند رودابه را باردار فرزندی کرد که نام و پهلوانیش بر تارک تاریخ ایران و جهان تا ابد می درخشد،بله او باردار" رستم" شده بود،انچنان بار سنگینی که مادر را از همان نخست،حیران سنگینی ،شگفتی 
و بیم از چگونگی تولدش کرده بود، و سرانجام زمان زایش این فرزند سنگین و پر تحرک فرا رسید،اما چگونه!ترس سراپای وجود رودابه را گرفته بود،و چون مرگ قطعی خود را در این زایمان به چشم میدید،دست به دامن زال این پرورده سیمرغ شد،و زال هم از سیمرغ درخواست کمک کرد،و سیمرغ با عمل جراحی رودابه را از زادن رستم فارغ کرد.و این اولین عمل جراحی برای زادن فرزند است و نام این عمل" رستمزاد" میباشد 
که بایددر تمام اسناد پزشکی جهان به این نام خوانده شود،نه بنام سزارین که نامیست تقلیدی و جعلی. 
بدین ترتیب هر زمان که زال نیازمند کمک سیمرغ میشد با سوزاندن کمی از پر وی سیمرغ اسمانی مشکل او را حل میکرد ،از جمله در جنگ رستم با اسفندیار این شاهزاده مغرور،خیلیها تلاش کردند که سیمرغ را افسانه بدانند اما تلاشی بیهوده کردند،از جمله عطار نیشابوری عزیز در داستانی آنرا به سی مرغ تبدیل کرد،که کاری عبث بود،غیر از داستان شکوهمند سیمرغ در روایات ایرانی،در تورات هم اشاره به نشستن پرنده ای اهنین بر روی زمین کرده،خود نام سیمرغ هم سنمرغ بوده و سن به معنی اهن است مانند سندان. 
امروزه هم من حضور سیمرغ در دنیای معاصررا با نام جدید تری میبینم،و به این حضور افتخار میکنم.

نویسنده kooshanshafipour در تاریخ ۱۰/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۱۲
salam doodtan omidvaram hame khoooooooooooooooooooob bashin manam mesle shomaha mobtala shodam vali aslan khodamo narahat nemikonam.faghat yeki mano rahnamaee kone vaghti cinovex mizanam kheili tabo larze badi migiram bayad che konam ke kamter beshe

نویسنده hamid640(مهمان) در تاریخ ۱۰/۰۲/۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۷
سلام به همگی 
kooshanshafipour چاره تب و لرز و درد سینوکس فقط خوردن یک مسکن 
وقتی که سینوکس میزنی یک استامینوفن500بخور خیلی از این حالتهات کمتر میشه یا شایدم خوب بشه



آخرین بروز رسانی ( ۱۳ آبان ۱۳۸۷ )

نظرسنجی
میزان رضایت شما از فعالیت های انجمن ام اس ایران چگونه است؟
  
محبوب ترین ها

© تمامی حقوق نرم افزاری این وب سایت در اختیار شرکت امیدآنلاین می باشد.